|
حجاب بیرون، حجاب درون
نوشین شاهرخی
|
کتایون، همسری عاشق، مادری مهربان
نوشین شاهرخی
-
اینگونه که از
داستان گشتاسپ و
کتایون در
شاهنامه
برمیآید، در روم
رسم بر این بوده
است که هرگاه
دختر قیصر به سن
ازدواج میرسیده،
جشنی برپا و از
بزرگان روم دعوت
میشده تا مردان
انجمن کنند و
دختر قیصر با
گذاشتن تاجش بر
سر مرد منتخب اش،
همسری برگزیند.
در
نوف
|
|
باغ غم، باغ غربت کودکی
نوشین شاهرخی
|
آهوی رمیده، آهوی بیجفت
نوشین شاهرخی
|
|
ناربانو و پسرهایش
نوشین شاهرخی
|
گردیه، پهلوانی سیاستمدار و میهندوست
نوشین شاهرخی
|
|
مرغ عشق در غرب وحشی
نوشین شاهرخی
- داستان "مرغ عشق"
نوشتهی عدنان غریفی،
با تمام زیبایی و
تصویرهای داستانیاش
روایتی سنتی است.
داستانی که استحالهی
انسان شرقی را در
فرهنگ غرب در هیئت
مرغ عشقی به تصویر
میکشد که ستیزهجو،
زشت، بدآوا، غیرقابل
تحمل و در نتیجه قابل
ترحم میشود. از همه
مهمتر آن که عشق را
به فراموشی میسپارد
و دیگر مرغ عشق
نمیتوان نامیدش،
بلکه نامی جدید باید
بر آن گذاشت، چراکه
دیگر تغییر ماهیت
داده و مرغ "عشق"
نیست. پرندهای است
بیهویت که "هیچه".
در نوف
|
رازداری منیژه در شاهنامه
نوشین شاهرخی
- داستان "بیژن و
منیژه" از منظومههای
عاشقانه در شاهنامه
است که به زمان
اشکانیان بازمیگردد.
فردوسی در آغاز
داستان مینویسد که
در شبی تیره و
پُرهراس که فراز و
نشیب پیدا نیست،
دلاش تنگ میشود و
یار مهربانش را
میجوید. یار با شراب
و شمع و میوههای
زمستانی میآید و
برای شاعر داستانی از
دفتر باستان
بازمیگوید.
در نوف
|
|
عشق در نیمهی غایب
نوشین شاهرخی
- رمان "نیمهی
غایب" نوشتهی حسین
سناپور به زندگی چند
دانشجوی معماری در
سالهای 67 تا 69
میپردازد. سه دانشجو
شخصیت اصلی رمان را
تشکیل میدهند:
فرهاد، سیمیندخت و
فرح که سه بخش از
رمان از دید هر یک از
آنان حکایت میشود.
آقای الهی تقریباً
نقش پدرخواندهی
سیمیندخت را دارد و
بخشی از رمان نیز به
خاطرات او و مادر
سیمیندخت میپردازد.
روایت از دید سومشخص
و اولشخص در هر بخش
دائماً جای خود را به
یکدیگر میدهند.
در نوف
|
نه تب ماندن، نه تاب بازگشتن
نوشین شاهرخی
- رمان "چه کسی
باور میکند، رستم"
نوشتهی روحانگیز
شریفیان بیش از هرچیز
زندان زناشویی را
بازتاب میدهد.
داستان با سفر و قطار
در اروپا آغاز
میشود. زن و شوهری
ایرانی در قطار
نشستهاند. مرد سرش
به روزنامههایی که
خریده گرم است،
روزنامههای که چون
دیواری آن دو را از
هم جدا میکنند، و زن
در انزوای
خودخواستهی خود
زندگیاش را مرور
میکند.
در نوف
|
|
کیمیاخاتون، برگی از
تاریخ زنان
نوشین شاهرخی
|
لیلا در جستجوی آزادی
نوشین شاهرخی
- لیلا سمبل زن
ایرانی است که مورد
سرکوب فرهنگ پدرسالار
قرار میگیرد، اما
ستیز میکند، عشق
میورزد و با اعتماد
به نفس و مقاومت
زندگی خود را بهتر
میکند. به فرهنگ
پدرسالار ایرانی
انتقاد میشود. درد و
رنج زنان در این
فرهنگ به چالش گرفته
میشود و هر زنی به
گونهای برای
زندگیای آزاد و
انسانی تلاش میکند.
در نوف
|
|
سیمای تهمینه در شاهنامه
نوشین شاهرخی
- در شاهنامه تنها
زنان بیگانه هستند که
به شاهزادگان و
پهلوانان ایرانی دل
میبندند و اغلب به
پدر و وطن پشت
میکنند و به ایران
میآیند. از این میان
تهمینه جزء استثنا
زنانی است که با
اینکه از پهلوان
ایرانی بار میگیرد و
او را تنها مرد
زندگیاش میشمارد،
اما در وطنش میماند
و رستم را در بازگشت
به ایران همراهی
نمیکند.در
نوف
|
مردان نفرتانگیز در "مثل
من"
نوشین شاهرخی
- "مثل من"،
مجموعهی شش داستان
کوتاه نوشتهی پرتو
نوریعلا است. در
مقدمهی این کتاب
الکترونیکی آمده است
که داستانهای این
مجموعه پیش از این با
نام مستعار درخشنده
حقدوست در مطبوعات
مختلف به چاپ
رسیدهاند. نام
درخشنده در برخی از
داستانها به چشم
میخورد و در آخرین
داستان، خواننده شاهد
برخورد این شخصیت
داستانی با
نویسندهاش میشود که
داستانی خواندنی است.
در نوف
|
|
پروین دختر ساسان
نوشین شاهرخی
|
سرودههای ماریانه در
دیوان گوته
نوشین شاهرخی
- یکی از 12 نامه ی
بخش شعر دیوان غربی ـ
شرقی زلیخانامه نام
دارد که بازتاب عشق
ماریانه و گوته است.
اشعار ماریانه از
زیباترین و
تأثیرگذارترین اشعار
دیوان غربی ـ شرقی
هستند و زبانههای
آتش عشق وی را بازتاب
میدهند. ماریانه با
صدای خود به
زلیخانامه سبک
تازهای میبخشد. حس
و صدای زنانه در کنار
حس و صدای مردانه،
گفتگوی دو جنس، دو
عاشق در بیان لذت و
غم، شادی و درد در
زبان شعر، به این بخش
دیوان زیبایی و شکوه
یگانهای بخشیده است.
در نوف
|
|
نوشین شاهرخی
|
نوشین شاهرخی
- در اغلب
داستانهای ایرانی
دایهها به دختران
عاشق یاری میرسانند
تا به معشوق خود
برسند. در این داستان
اما نه دایه که مادر
رودابه، نه تنها
دخترش را به عشقش
میرساند، بلکه کشورش
را از جنگ و خونریزی
نجات میبخشد. او
برخلاف همسرش شاه
کابل که از وحشت
ناگهانی دیوانهوار
میخواهد زن و دختر
خود را قربانی کند،
ملکهی کابل با درایت
و اندیشه قدم
برمیدارد و مشکلی را
میگشاید که مردان
سیاست ناتوان از
مقابله با آن هستند.
در نوف
|
|
یک زندگی مردهی زناشویی
نوشین شاهرخی
-
نویسنده گویی
میخواهد زندگی
ملالآور و
خستهکنندهی زوجی را
به تصویر بکشد که
هنوز به پنجاه نرسیده
احساس پیری میکنند.
هیچ رابطه و کشش جنسی
و هیجان و درگیری و
حتی قهر و آشتی نیز
در زندگیشان نیست.
یک زندگی زناشویی
بدون کنش و واکنش،
بدون فانتزی و عشق.
رابطهای که از زن و
شوهری به مادر ـ
فرزندی استحاله یافته
است. شخصیت عاطفه در
مادری بازتاب مییابد
که برای همسرش نیز
همان نقش مادر را
بازی میکند و نادر
در پسرکی بچهننه که
از خود هیچ نظری
ندارد.
در نوف
|
بدرود با مادر
نوشین شاهرخی
-
داستان بلند "چشم
اندازهایی از مادری
دور" نوشتهی سعید
نویسندهی مقیم
مونیخ، داستان
تبعیدیای است که از
مادر و وطن جدا گشته.
داستانی که سیما و
بوی مادر و وطن را
درهم میآمیزد و حسرت
بیمادری و بیوطنی
راوی ـ و نیز
تبعیدیان را ـ به
زیبایی و با نثری
یگانه به تصویر
میکشد.
در نوف
|
|
زنآزاری در قصهها و تاریخ
نوشین شاهرخی
|
بردگان پوشیدهروی در حاجیبابای
اصفهانی
نوشین شاهرخی
|
|
شهرزاد، افسانهسرای صلح و عشق
نوشین شاهرخی
|
چراغ خاموش زناشویی در انجل لیدیز
نوشین شاهرخی
|
|
بیبیخانم استرآبادی
نوشین شاهرخی
- معایبالرجال رسالهای است که
بیبیخانم استرآبادی در سال
1273 هجری شمسی در پاسخ به
تأدیبالنسوان نگاشت.
تأدیبالنسوان رسالهای از
یکی از شاهزادگان خاندان
قاجار در قرن نوزده میلادی
بود که ناشناس به چاپ رسید.
اگر تأدیبالنسوان برای ادب
کردن زنان ایرانی نگاشته شده،
معایبالرجال پاسخی اندرزگونه
به این شیوهی نگاه و نگارش
مردسالارانه است که فرهنگ
مردان زمانهی خود را به
کاوُش میگیرد.
در نوف
|
مود عرفان هند و ایرانی در "بوف
کور" اثر صادق هدایت
نوشین شاهرخی
|
|
کمدی خدایان یا تراژدی
خدایان نرینه
نوشین شاهرخی
-
کمدی خدایان یا
هفتخوان آخرت، اثر
هوشنگ معینزاده،
نویسندهی مقیم
پاریس، با زبان طنز
زیبایی آغاز میشود.
راوی مرد اول شخص
داستان بیستسالی را
در اروپا در غربت
گذرانیده است. هنگامی
که روز عید قربان، در
محلهای فقیر و
مسلماننشین، در میان
معرکهای گوسفندی ذبح
میشود، راوی درجا
سکته میکند.
در نوف
|
ملکهی سبا از دریچهی مذهب و
تاریخ
نوشین شاهرخی
|
|
زنان افغان در هزار
خورشید درخشان
نوشین شاهرخی
|
لیلای
سرکش در منظومهی جامی
نوشین شاهرخی
|
|
سایهها و چراهای بیپاسخ
نوشین شاهرخی
|
احمد شاملو، شاعر حماسی
نوشین شاهرخی
|
|
هزارخانه خواب و اختناق و
زنان ایستادهی افغان
نوشین شاهرخی
|
صدمین شماره مجله آرش،
رنگارنگ و پرمایه
نوشین شاهرخی
|
|
نوجوانی تلخ مرجان
ساتراپی
نوشین شاهرخی
- برخلاف دوران زیبای
اوان کودکی، مرجان
نوجوانی سختی را پشت
سر میگذارد. بدون
خانواده، تنهای تنها
در کشوری بیگانه
روزهای تلخی را
میگذراند. از شبهای
خیابانخوابیاش
چندان نمینویسد.
تصویرهایی نشانگر
دخترکی هستند که با
وحشت در خیابانها
میخوابد، در سطل
آشغال به دنبال غذا
میگردد و یا
تهسیگاری را از روی
زمین برمیدارد، اما
از سهماه دوری از
حمام و وسایل بهداشتی
و شپش و موش
نمینویسد. شاید برای
آنکه بغض خوانندهاش
را بیش از این
نترکاند.
در نوف
|
عشق، مرهمی بر تنهایی و
بیگانگی
نوشین شاهرخی
- حسین نوشآذر در این
داستان به واقعیت
زندگی مهاجرین ایرانی
در آلمان نوری
میافکند. البته از
آنجا که راویِ داستان
حوصلهی بچه ندارد ـ
چراکه میداند برعکس
پدر شدن که راحت است،
پدر ماندن سخت است ـ
به حوزهی مشکلات
بیحد و حصر و اختلاف
فرهنگی فرزندان
مهاجرین با والدینشان
وارد نمیشود. اما از
فقر، تنهایی و
بیگانگی در محیطی
مینویسد که راوی یک
دهه و نیم در آن
تحصیل و کار کرده،
تمام خیابانهایش را
میشناسد، رسم و رسوم
مردمش را میداند،
اما کارناوالاش او
را به یاد روزهای
محرم میاندازد.
در نوف
|
|
بازتاب خیانت در بعد از
آن شب
نوشین شاهرخی
- در داستانهای "بعد
از آن شب" و "سانس
آخر" مرجان با
تصویرهای زنده به
موضوع خیانت
میپردازد. به
دلدادگی خارج از
زندگی زناشویی که
سرانجامی ندارد و اگر
در فیلم و ادبیات
زوجهای عاشق اغلب به
وصال یکدیگر میرسند،
زمین واقعیت با گسست
و دلشکستگی همراه
است.
در نوف
|
روابط آزاد و مدرن در
سمتِ تاریکِ کلمات
نوشین شاهرخی
- از نظر فضاسازی اغلب
داستانها با
چیرهدستی نگاشته
شدهاند و نه تنها
از سبک مدرنی
برخوردارند، بلکه
موضوع آنها و شیوهی
نگاه راویان نیز با
زبان و سبک داستان
اینهمانی دارد.
روابط زن و مرد در
این داستانها شهری و
امروزی است و در فضای
فرهنگ ایرانی دریچهی
دیگری بر خواننده
میگشاید. دریچهای
که در میان انبوه
نگاههای سنتی ـ
بویژه در روابط زن و
مرد ـ جایی بس خالی
دارد.
در نوف
|
|
حکایت عشقی بیقاف،
بیشین بینقطه
نوشین شاهرخی
- داستانها تنها برشی
از زندگیها را به
تصویر میکشند. برشی
کوتاه که تنها زوایای
محدودی از زندگی
شخصیتها را بر
خواننده میگشایند و
دلیل بسیاری از
کُنشها پوشیده
میمانند. در این شش
داستان ما شاهد دو
جدایی هستیم، دو
خود
|