نوف سایت ادبی نوشین شاهرخی

بازگشت به صفحه قبل

 Khaleghi
سپاسگزاری دکتر خالقی 

دکتر جلیل دوستخواه

 دکتر محمود امیدسالار

 ابوالفضل خطیبی

 دکتر رضا مرادی غیاث آبادی

 خسرو ناقد

 نیلوفر احمدپور و مسعود لقمان

 نوشین شاهرخی

                    

 

                         از باغ بهار عشق بویی مانـــده‌ست

                                                        دریا همه خشک گشت و جویی مانده‌ست

                         از روز جوانــــــی‌ام به جز یاد نــماند

                                                        زان میــــکده بشـکسته‌سـبویی مانده‌ست

استاد جلال خالقی مطلق

هامبورگ 14/ 12/ 2006

درخواست

  • بدین‌وسیله از نشریات، مجلات، فرستنده‌ها، رسانه‌ها و انجمن‌های ادبی و فرهنگی خواهشمندم که از بنده درخواست مقاله و گفتگو و سخنرانی نفرمایند تا شاید بتوانم در این چند روز باقی‌مانده از عمر برخی از کارهای ناتمام خود را به انجام رسانم. همچنین از کسانی که از راه محبت برای بنده کتابی، مجله‌ای، نامه‌ای... میفرستند، اگر وظیفۀ پاسخ و سپاسگزاری به سبب بیماری و کار زیاد به تأخیر افتد یا نرسد، آنرا حمل بر بی‌ادبی نکنند و گناه مرا به بزرگواری خود ببخشند. در اینجا پیشاپیش از همۀ این عزیزان پوزش می‌طلبم و از لطف آنها سپاسگزارم و از خداوند بزرگ برای آنها تندرستی و توفیق آرزومندم.

جلال خالقی مطلق

نوامبر 2006

ویژه نامه ی«مثلث فردوسی ، شاهنامه ، خالقی مطلق»

همراه با مقالاتی از دکتر جلیل دوستخواه، دکتر سجاد آیدنلو، دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور، نوشین شاهرخی

و گفتگوی مفصل و خواندنی پوریا گل محمدی با دکتر جلال خالقی مطلق همراه با عکس
 

«شاهنامه نبود، زبان فارسی از بين می‌رفت»

گفتگوی ایسنا با دکتر جلال خالقی مطلق

جشن‌های ایرانی را می‌شود زنده کرد

گفت و گوی نوشین شاهرخی با استاد جلال خالقی مطلق

  • یک علت پیدایی نوروز پرواز جمشید به آسمان است. ما می‌دانیم که جمشید یکی از اشخاص هند و ایرانی است. یعنی پیش از اینکه ایرانیان به نجد کنونی ایران بیایند به جمشید اعتقاد داشتند و جمشید را می‌شناختند. بنابراین نمی‌تواند جشن نوروز از جشن‌هایی باشد که ایرانیان از مردم بومی برزگر نجد ایران شناخته باشند. همین‌طور در مورد جشن مهرگان. یک علت جشن مهرگان گفتیم که مربوط به پیروزی فریدون بر ضحاک است. فریدون هم یکی از اشخاص هند و ایرانی‌ست. یعنی ایرانی‌ها با او پیش از اینکه به نجد ایران بیایند آشنا بودند و ضحاک هم ما می‌دانیم همان اژدهاک ایرانی است، بنابراین هیچ نوع ارتباطی با مردم بومی ایران پیدا نمی‌کند.

   ◄متن►◄صدا►

سنجشی کوتاه میان همر و فردوسی

استاد جلال خالقی مطلق

 

متن سخنرانی استاد جلال خالقی مطلق

در موز هنرهای معاصر اصفهان ــ اصفهان اردیبهشت 1385

 

شاعر آلمانی و مترجم شاهنامه فریدریش روکرت یکجا در مقایسۀ همر و فردوسی می‌پرسد: "اصلا تفاوت میان فردوســی و همــر در چیست؟" و سپــس خود پاســخ میدهد: "تنـها همین که فردوســی کمـی کمتر از هُمـــر جســـم دارد، ولی خیــلی بیشــتر از او روح"1. منــظور روکـــرت از "جسم" توصیف‌های رزمی است و از "روح" معنـویات و احساسات نازک و لطیف.

◄ادامه در►

ادب

استاد جلال خالقی مطلق

  • 2 ـ اگر بخواهیم ادب را بر اساس شاهنامه و دیگر تألیفاتی که پیوند کامل با فرهنگ ایران باستان دارند تعریف کنیم، ادب عبارت است از "نازکی و اندازه در پندار و گفتار و کردار". به سخن دیگر، نازکی یعنی "ظرافت کمال مطلوب" و اندازه یعنی "میانه‌روی، اعتدال" در همه کارها، دو خصیصه و معیار مهم ادب‌اند.

◄ادامه در►

جستار استاد جلال خالقی مطلق

درباره‌ی روز زن در ایران باستان، 5 اسفندماه

مردگیران

(جشن بهاری زنان)

  • روز این جشن پنجم اسفند بود. پر بیراه نیست اگر بانوان روشنفکر ایرانی دست کم کنگره‌ها و جلسات ویژۀ مسائل زنان را در این روز برگزار کنند تا یاد آن جشن دوباره زنده گردد.

◄ادامه در►

 ده روز مهر گردون

دکتر جلال خالقی مطلق

چــون من دگــر نبـاشم     از دل مــــــرا به در کن

یاری دگــــر گـــزین کن       مهـری دگر ز ســـر کن

هرگـه که باده نــوشی      یــــاد آر تشنــــــگان را

جـامــی ز باده پُـــر کن      بـــر خاک من گــذر کن

مینــــــوش یــــاد روزی      با هم نشستــه بودیم

بر من مـــریز اشــــکی      خاکـــــم ز باده تــر کن

نرگـــــــس بیـــار و لاله      نرگــس به یاد چشمت

لاله بنـــه به سنـــــگم      یــک داغ بیشـتـــــر کن

هنــــــگام بازگشتـــــن      گیســـو به باد بگشای

خاکــــم ز بوی مــــویت      چــــــــون باغ بارور کن

از من چـــو بازگـــــردی      منــــدیش دیــگر از من

بنشین دمی به شادی     اندیشــــــه‌ای دگر کن

"ده روز مهــــــر گـردون       افسانـه بود و افسون"

چـون باد رفت و دیــــگر      افسـانه مختصــــر کن

مُشکدانه
(درنگی در ادبیات ساسانی)

استاد جلال خالقی مطلق

  • آورده‌‌اند که هرگاه موبد موبدان١ بنزد پرویز میرفت، میگفت: "پادشاها، بختت بلند و بر دشمنانت پیروزی باد، از نیکی برخوردار و از فرمان‌بردن از زنان برکنار باشی!" شیرین که یکی از زیباترین و خردمندترین زنان زمانة خود بود، از این سخن موبد هرباره خشمگین میشد، تا اینکه روزی به پرویز گفت: ...

◄ادامه در►

غزلی از دکتر جلال خالقی مطلق

                      چه دیر آمد و...


                چه دیــر آمد و بر دل نشســـت و زود برفت
                چه‌آتشی به‌من افکند و خود چو دود برفت
                نــــــرفت تا به زبان درسِ مهــرِ او خــواندم
                چـــو مهر او به دلم گـــــشت تاروپود برفت

◄ادامه در►